الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

44

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)

فاضله انسانى و نظامى كه هدف دين و انبيا است ، تشكيل نخواهد شد . لذا ديديم در موضوع خلافت ، چون بعد از رحلت پيغمبر ، از اين اصل عدول كردند ، نخست عدّه‌اى گفتند : خلافت هم مثل رياست جمهورى به انتخاب و اجماع آرا است ( كه آن هم عملى نشد ) ؛ چون ابوبكر عمر را به جانشينى خود معين كرد و حق انتخابى را كه به قول خودشان حقّ عموم امّت بود ، از آنها سلب نمود و مستبدّانه عمر را معين كرد ، گفتند : خليفه مىتواند خليفه بعد از خود را معين نمايد . جلوتر كه آمدند ، به عمل و تعيين شوراى شش نفرى براى انتخاب خليفه برخوردند كه با هيچ روشى از روش‌هاى حكومتى دنيا منطبق نبود ، گفتند : به اين شكل هم تعيين خليفه ممكن است . پيش‌تر كه آمدند ، به پادشاهى بنى اميه و شرابخوارها و زناكاران رسيدند ، ديدند اگر بخواهند براى اولوالامر يك شرط كوچك هم قائل باشند ، بايد غير شرعى بودن آن حكومت‌ها را رسماً اعلان كنند و صاف و پوست كنده عقيده شيعه را ترويج نمايند ، گفتند : زمامدارى اسلامى هم مثل زمامدارىهاى دوران ارتجاع و اعصار جاهليت است و هيچ شرطى ندارد . هر كس با زور سرنيزه به اسم ارث يا هر اسم ديگر سلطنت يافت ، اطاعتش واجب و فرمانش بر اموال و نفوس نافذ است . اين سبك فكر و عقيده در انحطاط اخلاق و تشويق ستمگران و جباران و آماده شدن محيط براى پيدايش و ادامه حكومت‌هاى زور و قلدرى بسيار مؤثّر شد و بايد آن را از علل مهم ؛ بلكه علّت عمده تسلط بنى اميه و بنى عباس و ساير سلاطين و زمامداران جبار و ستمگر در تاريخ اسلام تا اين زمان دانست ، كه شرح مفاسد و جنايات اين حكومات و صدماتى كه از ناحيه آنان بر اسلام وارد شد ، خارج از